یک عدد قحطی‌زده

حقایقِ توأم با توهماتِ یک‌عدد قحطی‌زدۀ مــُرَدَد

۸ مطلب با موضوع «ادبیات» ثبت شده است

گناه اگر چه نبود اختیار ما حافظ  

تو در طریق ادب باش گو گناه من است   

۳۲ دیدگاه موافقین ۱۲ ۲۱ مرداد ۹۷ ، ۱۱:۳۴
آقای مُرَّدَد


در پس آینه طوطی صفتم داشته اند

آنچه استادِ ازل گفت بگو، میگویم

من اگـر خـارم و گــر گـل ، چـمـن آرایی هســتـ

 ـکـه از آن دسـت کـه او مـی‌کـِشدم ، می‌رویـم

دوستـان ! عـیـب مـنِ بـیـــدل حـیـران مـکـنـیـد 

گـوهـــــری دارم و صـاحـب‌نــظــری مـی‌جـویـم


نیـست بر لوح دلم جز الفِ قامت یـار

 چه کنم حرف دگر یـاد نـداد اسـتـادم

۲۶ دیدگاه موافقین ۱۳ ۱۸ مرداد ۹۷ ، ۱۰:۱۷
آقای مُرَّدَد




قدِ‌خمیدۀ ما سَهلَت نَمایَد اما؛ بر چشمِ‌دشمنان -تیر- از‌ این‌کمان توان زد

۱۴ دیدگاه موافقین ۲۱ ۲۴ تیر ۹۷ ، ۱۰:۵۶
آقای مُرَّدَد
این روز ها ساعت شش و نیم  مغازه را باز میکنم و آب و جارویی و گردگیری ای و مینشینم پشت میزم پنکه را روشن میکنم . با بادِ نیمچه خنکِ شرجی ای که به صورتم میزند، دلم چُرتَکی میخواهد که دست یافتن به آن غیر قابلِ امکان است. روبروی مغازه آن سوی خیابان مردهایی را میبینم که کیسه و نایلون به دست، با لباس های خاک و غبار آلوده، با چشمانی منتظر و پویا، ماشین های در حال گذر را دنبال میکنند که مبادا یکی از آنها بایستد و کارگری بخواهند و از قافله  و هجوم چند ده نفریِ دوستانشان عقب بمانند و امروز هم دست از پا دراز تر به خانه هایشان بازگردند.
۲۶ دیدگاه موافقین ۵ ۲۳ تیر ۹۷ ، ۱۱:۰۶
آقای مُرَّدَد

بحثِ‌ایمان، دگر و جوهرِ‌ایمان، دگر است

جامه‌پاکی، دگر و پاکیِ‌دامان، دگر است

کس ندیدیم که انکار کند وُجدان را

حرفِ‌وُجدان دگر و گوهرِ‌ وُجدان دگر است

کس دهان را به ثناگوییِ شیطان نگشود

نفیِ‌شیطان دگـر و طاعتِ‌شیطان، دگر است

کـس نگفته است ونگوید که دد و دیو، شویـد

نقشِ‌انسان دگر و معنیِ‌انسان، دگر است

کـس نیامد که سِتایَد ستم وتفرقه را

سخن‌از‌عدل، دگر ، قصۀاحسان، دگر است

هرکه دیدم، -بخدمت- کمری بست به‌عهـد

مردِ‌پیمان دگر و بستنِ‌پیمان دگر است

هرکه دیدیـم به حفظِ گـَـلِّه از گُرگان بود

قصدِ‌قصاب دگر ، مقصدِ‌چوپان دگر است... 



رحیم معینی کرمانشاهی 



این یک عکس تزئینی بود...

۱۶ دیدگاه موافقین ۱۰ ۱۹ تیر ۹۷ ، ۱۲:۱۷
آقای مُرَّدَد

دولتِ فقر خدایا به من ارزانی دار ....... کاین کرامت سببِ حشمت و تمکینِ من است


کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش،


کی روی ؟!

ره ز که پرسی؟! 

چه کنی؟! 

چون باشی؟!


درمورد تیتر: چقدر شاخ شد!


۱۵ دیدگاه موافقین ۱۳ ۱۱ تیر ۹۷ ، ۱۸:۴۵
آقای مُرَّدَد

خواهی که سخت و سستِ جهان بر تو بُگذَرد؟


بُگذر زِ عهدِ سُست و سخن‌های سختِ خویش

۱۸ دیدگاه موافقین ۸ ۰۳ تیر ۹۷ ، ۱۶:۱۴
آقای مُرَّدَد
حافظ  اَر خـَصم خَـطا گُـفت، نگیریم بر او

وَر به حـَـق گـُـفت، جـَـدَل با سُخـَنِ حَـق نکنیم.




۱۳ دیدگاه موافقین ۱۰ ۰۲ تیر ۹۷ ، ۱۱:۵۶
آقای مُرَّدَد