یک عدد قحطی‌زده

حقایقِ توأم با توهماتِ یک‌عدد قحطی‌زدۀ مــُرَدَد

دردِ ما را نیست درمان، الغیاث

دوشنبه, ۱ مرداد ۱۳۹۷، ۰۸:۵۹ ق.ظ

روی صندلی گردان در حالیکه بر محورِ نشیمن‌گاهش به چپ و راست میچرخید و با دستانش درِ خودکار بیک را از سر خودکار برمیداشت و باز سرِ جایش میگذاشت و باز بر میداشت و باز بر سرِ جایش میگذاشت و مدام به چپ و راست میتابید و باز هی بر میداشت و باز بر سرِ جایش میگذاشت و سعی میکرد به روی مبارکش هم نیاورد که قیژ و قیژِ در اثرِ چرخشِ نامتعادلِ صندلیِ گردان حسابی بر مغزِ بیمارِ در حال پیچیدنِ به خود- به خاطر دردِ کلیه-  فشار می‌آورد، گفت:

- درد داری؟

با صدایی که شبیه کشیده شدن تکه فلزی سنگین بر روی آسفالتِ داغ و چسبانِ این چند روزِ خیابان شنیده میشد گفتم: آ....ر...ه

-پس چرا زودتر اقدام نکردی؟

با همان صدای شبیه  فلزی که سنگین بود گفتم:(نه چیزی نگفتم) درد داشتم و زبانم تنها کلامی که خوب بیان میکرد "آخ" بود. پس دست در آستین نمودم و کیسۀ پلاستیکیِ حاویِ انواع قرص و کپسول را روی میزش نهادم و به سختی گفتم:

سه روز پیش دردم شروع شد و همچون کلمی که در خود پیچیده باشد، مرا به درمانگاه بردند. هم ردیف شما دکتر فلانی نگاهی اندر سفیه به سر و پای این کلمِ بینوا نمود و گفت: یُبس شده ای؟ گفتم: نــععـــــ کسی که درد دارد مگر میتواند آنقدر لطیف بگوید "ه" ؟ میگوید "عـ". پس گفتم نــععـ 

گفت : چرا خوب میدانم. یُبس شده ای. برایت مقداری آمپول و قرص مینویسم. بزن و بخور و این سُرم قندی نمکی هم تزریق بنُما و......بعد مهر و امضا کرد و در حالیکه صدای اذان صبح از مسجد همان نزدیکی شنیده میشد، از مطب بیرون‌مان کرد. 

همسرِ کلم بینوا   همسرِ بنده سه داروخانه ی شبانه روزی را گز کرد تا سُرُم قندی نمکی که ممکن است هر کسی در یخچال خانه اش داشته باشد را پیدا کند. گویی که تخمش را ملخ خورده باشد. نبود که نبود. پس به همان سه آمپول بسنده کردیم و با هزار بدبختی خانمِ متدین و محجبۀ تزریقاتچی را راضی نمودیم که قسمتی از بدن ما را ببیند تا انقدر با درد به خود نپیچیم.

دکتر قیژ و قیژِ صندلی را متوقف کرد و پوزخندی زد و گفت: یعنی خوب نشدی؟

انگار نمیفهمید که درد دارم. گفتم نع. درد دارم. 

گفت: چرا پیش متخصص نرفتی؟

گفتم: رفتم. سپیده که زد، دردم کمی آرام شد اما با اولین مراجعه به محضرِ مستراح، با خون مواجه شدم. 

دکتر خودکار بیک را به روی میز انداخت و گفت: اوه اوه: عفونت...

گفتم نه: دکتر همپای شما دو سه ضربۀ سهمگین به پشت من زد و تشخیصش سنگ کلیه بود. ایشون این قرص ها را داد. (یک سری قرص دیگر از آن یکی آستینم کشیدم بیرون. دکتر هم مثل آدمهایی که میفهمد ، در حالیکه معلوم است نمیفهمد، به قرصها نگاه میکرد و دانه دانه به روی میز میگذاشت و زیر لب میگفت: اوهوم....

-خوب؟

گفتم: سنوگرافی فرستاد و جوابش هم همین است که خدمت شماست. هیچ سنگی نه در کلیه و نه در حالب و نه در مثانه، وجود ندارد.

پوزخندی تمسخر آمیز زد و با تحقیر برگه ی سونوگرافی رو پشت و رو و زیر و رو کرد و باز صدای قیژ و قیژِ صندلی اش بالا رفت. 

گفتم: سنگه؟

گفت: هیچکدام از این قرصها را لازم نیست بخوری. این یکی را روزی یک نصفه بخور. 

گفتم : متخصص گفته هر هشت ساعت یکی

خندید و گفت: چطوری زنده ای؟ چند روز است که میخوری؟ 

گفتم: دو روز یعنی شش تا.

مثل بازجو ها صندلی‌اش را متوقف کرد و به سمتم خم شد و گفت: روزی یک نصفه بخور قبل از اینکه بمیری.

آب گلویم را قورت دادم و گفتم : چشم. خوب میشم؟ دفع میشه؟ شده؟

به حرفهایم توجهی نمیکرد برگه ای برداشت تا نسخه بنویسد.

گفتم دفترچه دارم

گفت داروی شما به قیمت آزاد فروخته میشود. 

حس کردم دارد فارسی مینویسد. ولی آنقدر درد داشتم که اهمیتی ندهم. گفتم معاینه نکردید که. 

گفت: کردم. حواست نبود.

نسخه را گرفتم و دوان دوان و خرسند از اینکه فوق متخصص مرا ویزیت کرده و بدون اینکه دستش به من بخورد، همچون پیامبران معاینه ام کرده، به سمت داروخانه رفتم و نسخه را در نوبت گذاشتم و رفتم نشستم که تا نسخه ام پیچیده شود، من  هم کمی آن گوشه  به خود بپیچم.

چند نفر خانم در نوبت ایستاده بودند و درمورد مسئله ای حرف میزدند که خنده دار بود. خنده هایشان بدجوری به کلیه منِ مریض ضربه وارد میکرد. نمیدانم از گرونیِ خربزه بود یا ارزانیِ هندوانه که به خنده افتاده بودند. یکی یکی نسخه هایشان را گرفتند و رفتند. دکترِ داروخانه صدا زد: مُرَدد! رفتم جلو. با لبخند گفت: داروهای شما رو نداریم.

گفتم شما ندارید پس چه کسی دارد؟(مثلا بزرگترین و مجهز ترین داروخانه ی شهر هستید.

اشاره کرد به بیرونِ داروخانه و یک نیسان آبی نشانم داد و گفت: آن نیسانُ میبینی؟

پیش خودم گفتم کی اونجا داروخانه زدند که من خبر ندارم؟ گفتم بله میبینم. 

گفت: آن نیسانیِ داروی شما رو دارد.

نگاهی به نسخه کردم دیدم نوشته: هندوانه و خربزه به طرز وحشتناک خورده شود. دو هفته بعد بیایید برای سونوگرافی مجدد. مهر و امضاء فوق متخصص  اورولوژ، کلیه و مجاری ادراری


اکنون به حول قوه الهی روزی یه پاتغار آب هندوانه، خربزه، پوست خربرزه، تخم خربزه، میل مینمایم و تمام اوقاتی که در حال نوشیدن مواردِ ذکر شده نیستم را در جای دیگر به سر میبرم که محیط را برای آب هنوانه و خربزه و غیرۀ بعدی، آزاد کنم.
انشالله که همۀ درد های مملکت و بشریت و اصلا کل دنیا با همین به آب بستنِ با آب هندوانه، رفع و دفع شود. آمین.
موافقین ۱۰ ۹۷/۰۵/۰۱
آقای مُرَّدَد

دیدگاه‌ها  (۳۱)

۰۱ مرداد ۹۷ ، ۰۹:۲۸ chefft.blog.ir 💞💕
ان شاء الله که زودتر خوب بشین
😊
پاسخ:
مچکرم
سلام
بلا به دور
سنگها به دور
پاسخ:
:D
علیک سلام
مچکرم. بلا از همه به دور...
۰۱ مرداد ۹۷ ، ۰۹:۳۷ رویا رویایى
الان بهترین؟؟ سنگ بود؟؟ دفع شد؟؟؟ ایشششش چقدر سوال دارم خخخخخخخ
داروى گرونى هم براتون نوشته 
نسخه رو ندیده رفتین داروخونه :))) هندونه مى خواستین ازش خخخخخخ
زودى خوب شین😊
پاسخ:
:D
الان خوبم ممنون. سنگ هست گویا :D
الان کل باغدارانِ انواع سیفی جات به خاطر من دست به گرون تر کردنِ محصولاتشون هم زدن
دیدم خبری ازتون نیست
ان شاء الله خوب شین زودتر
درد تو ناحیه شکم و پهلو و سر از بقیه بدن خیلی بدتره
پاسخ:
مچکرم. کلا درد بده.
ولی آره شکم و پهلو  وسر از بقیه بدن خیلی بدتره
سنگ بود یعنی؟ درد سنگ کلیه غیر قابل تحمله.
اگر سنگه بگین من یه روش بلدم شاید رو شما هم جواب بده!
پاسخ:
آره آره سنگه. روش بدید. :)
سلام 
خدا بد نده، ان‌شاءالله که زود خوب بشید.
یادم به خودم افتاد که از درد کمرم راست نمی‌شد بعد بهم میگفتن برو اب بخور و بدو! هی گفتم نمیتونم، حتی نمیتونم از سر جام تکون بخورم ولی یه پارچ دادن دستم گفتن برو بخور و بدو، یه لیوان خوردم و یه تکون خوردم انقدر از درد گریه کردم که باز رفتم دکتر و ۴تا سوزن و سرم و اینا نوش جان کردم:(
عرق خارشتر برای سنگ کلیه خیلی خوبه، هندونه و مایعات که میخورید هم بعدش باید برید پیاده‌روی کنید و بدوید ولی وقتی دردتون خیلی زیاد میشه و فشار میاره راهش مسکن و سوزن و گاهی هم تزریق مورفینه وگرنه اینجوری اروم نمیشه و ادم رو از پا در میاره، اینکه خون‌ریزی کرده هم احتمال زیاد یعنی سنگتون حرکت کرده.
+ من و کل طایفه‌مون کلهم شن و سنگ داریم، اطلاعاتم به اندازه‌ی یه فوق تخصص کلیه‌ شده دیگه:))
پاسخ:
علیک سلام
ای فوق تخصص کلیه!! :D
البته یه مُسکن داده بود شبیه کپسول. دیکلوفناک. خوردم آروم شدم بعدا فهمیدم نباید میخوردم.
۰۱ مرداد ۹۷ ، ۱۰:۴۲ علیرضا آهنی
امیدوارم همیشه سلامت باشید 
+ هدر میتونی درست کنی
پاسخ:
سلام ممنونم :| یه کم دیگه صبر کن لطفا
امیدوارم حالتون زودتر خوب بشه!!
پاسخ:
درود بر شما. مچکرم. :)
۰۱ مرداد ۹۷ ، ۱۲:۱۴ پیـــچـ ـک
سلام
من دیروز داشتم فکر میکردم که این آقای مردد چرا نیستن...
هندوانه پخته بهتر عمل میکنه. شکم خالی این میوه ها رو نخورید. حتما بعد از غذا باشه.
آب کرفس خام هم کمک میکنه. شما که کلیه تون سابقه سنگ سازی داره برای تشکیل نشدن سنگ آب کرفس خام بخورید. دستگاه دفع ادرار رو خوب پاکسازی میکنه.
خوب میشید ولی ممکنه هر چند وقت یه بار براتون پیش بیاد...
درده دیگه..با دنیا همراهه.
پاسخ:
علیک سلام
بله درد واقعا با دنیا همراهه
می تونم حس کنم چه درد وحشتناکی داشتین:(
خیلی جذاب بود نوشته تون یعنی اول که دیدم چقد طولانیه حوصله نکردم بخونم بعد که چند سطر رو خوندم علاقمند شدم ادامه بدم.
به نظرم به بعضی از دکتر ها باید نحوه ی درست آداب معاشرت هم آموزش بدن تو دانشگاه، نحوه ی برخورد با آدم مریض که اینقدر با رفتار نچسب شون درد ما رو تشدید نکنن.
ان شالله که سلامتی حاصل بشه به زودی
پاسخ:
مچکرم نسرین خانم. منوَّر کردید اینجا رو.

امیدوارم زودتر خوب بشین.
پاسخ:
ممنونم زهرا خانم
مردد :))) منو کشتی از خنده :))))) الان بهتر نشدید؟ :)
پاسخ:
شما که بخندی بهتر تر هم میشم :))
درحالی که ........[نفسم بریید] :))
باز از همون متنهایی بود ک کلی خندیدم ! 
از اون خنده های تلخ ...
پاسخ:
ای داد بیداد!:)
فردا صبح هم اگه انشالله برم حرم به طور خاص اسم می برم از مردد ...
زود خوب شو ک بیان به تو نیاز داره :)
پاسخ:
چقدر حال داد این کامنتت...
محتاجم به دعا یه عالمه...
و یه چیز هم درمورد بیان: به سلامت بیان باید شک کرد اگر به من نیاز داشته باشه :D 
آخرش خیلی خوب بود :)

امیدوارم هرچه زودتر خوبشید
پاسخ:
مرسی حامد جان مرسی
http://lucy-may.blog.ir/post/2015

تو پاسخ به کامنت صبا روششو نوشتم‌. رو خیلیها جواب داده. کاملا مجربه.
کامنتهای اون پست رو خواستین بخونین پیشنهادات دیگه هم بود. 
پاسخ:
یه عالمه سپاس
ان شالله خوب بشین. دردی فراتر از وحشتناک داره. :(
با این روش برای دفع سنگ هیچ دردی نداره.
ان شالله برای شما هم کارساز باشه.
پاسخ:
مچکرم مچکرم. انشالله

خوبه بازم زودی بهش رسیدید. یه وقتایی خاموش و بدون درد هست و وقتی متوجه می شه شخص، که کلیه اش نارسا شده. 

راستی مگه آب تصفیه استفاده نمی کنید؟ 
پاسخ:
چرا آب تصفیه استفاده میکنیم. ولی مگه سنگی که الان خودشو نشون میده مال امروز و دیروزه؟
یه جا میخوندم نوشته بود همین آب تصفیه که استفاده میکنید هم لازمه کمی از آب شیر بهش اضافه کنید. چون یه سری باکتریا  که لازمۀ بدن هستند، در آب تصفیه موجود نمیباشد..:D همون مقاله نوشته بود به هیچ‌وجه آب معدنی نخورید. حال ندارم بگم چرا.

مردد جان ان شاءالله که حالت خوب شه
واقعاً غافلگیر شدم بخاطر نسخه
آخرش هم ببخشید خیلی خندیدم :)
تجویز جواب داد؟
پاسخ:
سلام شریفیِ عزیزم.
داره جواب میده گویا. فقط از کار و زندگی افتادم یه پام تو مغازه ست و یه پام... :))
کاش همه این مدلی به دردهاشون نگاه کنن
پاسخ:
کاش!
دیروز همینجا به یکی گفتم: خدا دردِ بی‌درمون نمیده که...
وقتی بدونیم درمون داره، حسش خیلی متفاوت‌تر از اینه که ندونی درمون داره {چی گفتم اصلا:D}
وقتی بدونیم درمون داره، حسش خیلی متفاوت‌تر از اینه که ندونی درمون داره {آره دیگه یه همچین چیزی:)) }
سلام 
با خوندن خطوط اول  پست اول ناراحت شدم بعد به ته پست تون رسیدم در عین ناراحتی لبخند زدم :))
جناب مردّد در هنگام خوردن اون داروهای جدیدتون پیاده روی و طناب زدن یادتون نره :)
و گرنه همینجوری سنگ ها دفع نمیشه !
ایشالا به زودی زود حالتون خوبه خوب بشه .
آرزوی سلامتی براتون دارم.

پاسخ:
علیک سلام.
ممنونم. مچکرم. مرسی. سپاس.
راستش طناب نمیتونم بزنم. نمیگم چرا :D

به نظرم که اصولاً باکتری ای توی آب شیر وجود نداره! وقتی اونقدر زیادی کلر اضافه کردن بهش که توی دهن آدم مزه کلر می پیچه! 
پاسخ:
به نظرم حرف حسا هم جواب نداره :D
وااای عاشق دکتره شدم :))))
+رنال کولیک از بدترین درد های عالم است جناب مردد 
خدا قوت :)
پاسخ:
واای ببین کی اینجاس!:) دکتره هم عاشق میشه حتما:))
خب بشین پاشو که میشه :)
یا اونم نمیشه ؟:))


خواهش جناب مردّد :)

پاسخ:
بشین و پاشو میشه:D
یه کمم از تپلیاتون کم کنین 
رژیم غذاییتون رو رعایت کنین 
فعلا هم آب بخورین و هندونه و خربزه و فریاد بزنین و بدوین :دی 
منم فریاد زنان برم دکتره رو پیدا کنم :دی 
پاسخ:
:)) حالا چرا مردمو زا براه کنم.. در سکوت میدوم... 
ایشالله زود تر بهبود حاصل شه..
پاسخ:
شد:))))
خربزه بدم ؟ :))))
پاسخ:
شما بـِدَم...:D
الان بهتری؟ :)
پاسخ:
آره شکر خدا :)
بار بعدی کی میری دکتر؟ :)
پاسخ:
میای؟
بهترین ؟ اوضاع کلیه در چه حاله ؟ بهش سلام برسونید

تخمهای هندونه رو هم بخورید میگن که ویتامین ب داره :))

سلامتی روزافزون مردد جان
پاسخ:
فعلا خوبه شکر خدا. 
بزرگواریِ شما رو میرسونم :D
چشممم
اگه بستری بشی آره
پاسخ:
:D نمیشم تا چشاد دراد

دیدگاهِ شما

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">