یک عدد قحطی‌زده

حقایقِ توأم با توهماتِ یک‌عدد قحطی‌زدۀ مــُرَدَد

اینطوری نگاهش میکنم :|

میگوید چرا جواب نمیدهی؟

میگویم خُب نمیشد جناب قاضی! ادامۀ زندگی برایمان میّسر نبود.

میگوید همین است دیگر وقتی که شبکه های غربی و ماهواره ای مُد شد، شما دست به طلاقتون باز تر شد. 

میگویم خطا از من نبود.

میگوید کاری از دستم بر نمیآید.

میگویم یک تدبیری بیاندیشید برای منِ بینوا. سکه مرزِ 4 میلیون را رد کرده است

میگوید تو که شُغلت پر درآمد است پس چرا انقدر ناله میکنی؟ درآمد ماهیانه‌ات چقدر است؟

خیلی آرام و یواشکی میگویم زیر دو میلیون تومان

{آن عده که کمی آنطرف تر نشسته بودند و تعدادیشون با پابند و دستبند به صندلی ها و نیمکت ها چسبیده بودند، خندیدند. توجهم به سمتشان جلب شد}

آن یکی گفت {با خنده} زیرِ دو میلیون؟ مگر داریم؟

آن یکی دیگر گفت این ابراهیم نجس را میبینی؟{نجس لقب آن یکیِ اولی بود که با من حرف زد} لااقل ماهی بیست میلیون درآمد دارد.

دیگری که با پابند به لوله ی روکارِ آب وصل شده بود گفت مگر میشود که دزد نباشی و پایت به قاضی کشیده شود؟

به سمت قاضی برگشتم و گفتم تدبیری بیاندیشید. روزی که اولین سکه را دادم یک میلیون هم نبود. الان نمیتوانم کشش ندارم.

میگوید عندالمطالبه بوده است و باید همان موقع میدادی.

میگویم یعنی نمیشود کاری کرد؟ پس از کجا بیاورم؟

میگوید از پدرت قرض بگیر

میگویم این ماه را قرض بگیرم ماه بعد که شش میلیون تومان است چه کنم؟

میگوید درست میشود  وضع که به همین شکل نمی‌ماند. {دستی به ریشش میکشد} نماز نمیخوانی؟ بخوان. خدا روزی رسان است.  همین روزها پدر آمریکا را در میاوریم همه چی درست میشود.

میگویم آمـ؟ ریکا؟

{یکی دیگر از زندانیان که لباسش با دیگران فرق داشت و پای چشمش کبود بود و سرش باند پیچی شده بود و یک پایش هم در گچ به سر میبرد} گفت دروغ میگوید همه چی زیر سرِ خودشان است.

{قاضی نگاهی از بالای عینک به او انداخت و در کسری از ثانیه آن زندانی که لباسش با دیگران فرق داشت و پای چشمش کبود بود و سرش باند پیچی شده بود و یک پایش هم در گچ به سر میبرد، غیب شد}

قاضی نگاهی به جای خالیِ متوفی(احتمالا) انداخت و زیر لب گفت بی‌تربیت.{نگاهی به من انداخت و گفت} هنوز مشکلی داری؟

گفتم نه. حل شد.



بعدا نوشت پانوشت: رفتم دادگاه بلکه فرجی شود و به جای ماهی یک سکه، دو ماه یا حتی سه ماهی یک سکه بدهم که معلوم نیست بشود یا نشود. شدن که میشود اما...
موافقین ۱۰ ۹۷/۰۵/۰۹

دیدگاه‌ها  (۴۰)

چند روز پیش تو مغازه بودم، دوتا زن مسن داشتن راجع به سکه حرف میزدن، یکی با اون یکی میگفت : ای بابا، به ما که ربطی نداره این قضایا، مهریه ما که سکه نیست!
پاسخ:
طفلکی ها... دایی حیدر منوّر کردید اینجا رو
هم طنز بود هم تلخ
پاسخ:
:) بلی!
ضمنن قصد سیاه تر نمایی و همکاری با دشمن ندارم، سکه الان 4.5 ه!
پاسخ:
ضمنن قصد تمارض ندارم، آخ قلبم
ارادت داریم مردد جان! من خودم به پا آقای مردد هستم در همه ی امور... 
الان دستم رو به شکل مجازی به سمتت دراز کردم و میگم سلام!
پاسخ:
علیک سلام آقا.
دورا دور متقابلا در خدمتتون بودیم....:) 
':((

داغ دلمون  رو تازه کردین':((

خدا به داداش من و شخص شما و سایر آقایونی که این شکلی شدند  رحم کنه.آمین

این روزها خیلی تلخ داره میگذره ':((


سلام 


پاسخ:
یعنی علیک سلام!
تلخ نیست. شیرینه. مثل لحظه ای که ملک‌الموت میاد سراغت.
۰۹ مرداد ۹۷ ، ۱۱:۵۸ chefft.blog.ir 💞💕
الان دیگه فقط باید زندگیو به همین حالتی که هست ادامه داد. نه ازدواج میشه بکنی و نه طلاق بگیری😊

پاسخ:
جمله ی "نه طلاق بگیری" ،   خوبه که :))
برد رو فقط ابوی بنده کرد که چهار سال قبل وقتی عروسمون تهدید کرد «یا مهریه رو بدید یا شکایت می کنم»، ابوی رفت صد تا سکه ای که به عهده خودش بود و دویست تایی که عهده داداشم بود باطل کرد و با رضایت عروسمون و خانواده اش و داداشم، سه دانگ خونه ای که براشون ساخته بود رو به نام عروسمون کرد و خلاص. (اون زمان خونه ارزشش خیلی بیشتر از سکه بود)
الان؟ عرسمون یه ماهه نیومده این ورا که هیچ، داداشمم خُلق می فروشه اون سرش ناپیدا! 
پاسخ:
همه که آینده‌نگر نیستن. موقعی که تو جلسه خواستگاری گفتن تعداد سکه nتا بابای ما پاشد گفت 124 تا هم به نیت صدو بیت و چهار هزار پیامبر بذارید روش. خوبه کلمه ی هزار تو دهنش نگشت. البته میگشت هم فرقی نمیکرد. حالا که تا من بخوام nتا رو بدم تا برسم به 124 تاش. بخندیم:))
۰۹ مرداد ۹۷ ، ۱۲:۰۲ chefft.blog.ir 💞💕
برای خانوما خوبه، به قول یکی با مهریه میشن کارمند حقوق بگیر😊
ولی آقایون دیگه مجبورن سعی کنن و خانوما رو راضی نگه دارن
پاسخ:
شما خوب. ولی بعضی از خانمها رو به چه قیمتی باید راضی نگه داشت؟ 
مگذار درد دل کنم و دردسر شود...
پاسخ:
یعنی تنم لرزید...الان با این جمله ت
دولت میگه یه رقابته سالمه بین سکه و دلار، هر کی زودتر به خط پایان برسه اون برنده ست. ولی بنظرم مردم دارن بخط پایان میرسن.
پاسخ:
دیگه قدمای آخر و نفس های آخرِ. 
۰۹ مرداد ۹۷ ، ۱۲:۱۸ chefft.blog.ir 💞💕
بله، درسته، نمیشه
پاسخ:
:) البته انگشت شمارند. ولی برای راضی نگه داشتنشان باید شرف، آبرو و غرور و انسانیتت را هم کنار بگذاری... بعضی ها میتوانند اما من نتوانستم:)
حرف دلم قابل بیان نیست ...
بووووووووق !!
پاسخ:
بوقتان مستدام
تخیل یا واقعیت؟ :)
پاسخ:
یا واقعیت
قصه واقعی بود؟

پاسخ:
:) قصه نبود
سکه نقره نداریم؟
فک کنم بجای طلا باید نقره بذارم تو مهریه خانوم😓
پاسخ:
مهریه ماهیتِ خودشو از دست داده تبدیل به چیز دیگه ای شده
۰۹ مرداد ۹۷ ، ۱۳:۱۸ پیـــچـ ـک
سلام
تقاضای اعصار رو معمولا قبول میکنن.
درسته که سختتونه ولی مهریه حقیه که به گردن مرده. خانوم فعلیتون هم مهریه دارن ها! اگه مهریه نمیدید با عذرخواهی یه گل براشون که میگیرید ان شاء الله؟
درست میشه ان شاءالله. 
از خدا میخوایم دل همسر سابقتون رو نرم کنه یا نیازشون رو مرتفع کنه که از حقشون بگذرن!
پاسخ:
نیازشون مرتفعه شکر خدا. به سختی پیداشون کردم گفتم شرایطو. قطع کرده پیامک زده: دست از طلب ندارم تا "جان" من سر آید :|
۰۹ مرداد ۹۷ ، ۱۳:۳۵ پیـــچـ ـک
جان ایشون هم دست خداست! 

پاسخ:
بله البته درسته کاملا
و واقعا هم این واکنشتون بجا بوده!
صد بار لب گشودم و بیرون نریختم، خون ها که موج می زند از سینه تا لبم...


+یادم باشه این بیانِ حجم درد رو یه بار پست گونه بنویسم!
پاسخ:
چقدر منتظرم تا بخونمش... 
چرا مردد؟ اصن چرا اینقدر ریلکسی؟
پاسخ:
چیکار کنم الان؟
مسخره ترین بخش ازدواج اسلامی مهریه شه!! انگار داری خودت رو معامله میکنی

و اینکه ...! چی بگم واقعا؟ماهی یک سکه...هیچی دیگه
پاسخ:
راستش اون موقع سکه انقدر گرون نبود. موقعی سکه مهرِ ایشون کردیم. قیمتش به این شکل بود ببین

jamejam1383
میکرد به عبارتی 62 میلیون و 400 هزار تومن. جمعش.
😐 میگم برو بگیرش دوباره 
نمیصرفه این مدلی 
پاسخ:
:)))) حساب کردم اگر بُکُشَمِش 2میلیاردو 282 میلیون تومن سود کردم :D
واقعا واقعی بود؟ 

پاسخ:
:D آره
یکی از فامیل‌های ما مهریه‌اش به نرخِ امروز میشه ۳ میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومن :|
پاسخ:
البته فکر میکنم ارزش زن در معنویاتِ اوست. بیایید دست در دست هم مهریه را برانداز کنیم...:D
هیچی آقای‌ مردد :) 
پاسخ:
بیا بخندیم
چندمیه این؟ :)
پاسخ:
:D اینی که درموردش حرف میزنیم اولیه...
آخه یجا دیدم درمورد تجدید فراش تَزرزُر کرده بودی ؟!
پاسخ:
:)) آمارمو داریا... باشه باشه... یه بار هم تجدید فراش کردم بعد اینی که اولین بود و در موردش حرف زدم
منظورم این بود که همین بیت رو یه بار پست کنم که شرح حالمه واقعا. وگرنه درد رو به احترام کسی که از ما سکوت خواسته نمی شود نوشت... :(((
پاسخ:
دارم حلاجی میکنم این جمله رو. درد رو به احترام کسی که که از ما سکوت خواسته نمیشود نوشت.
اهان خب خیالم راحت شد
فک کردم برا سومی فراخوان زدی :)
پاسخ:
خُل:))
:))
بله خلم مگه :)
چرا مخفف حرف میزنی؟
پاسخ:
مرتضا حرف تو دهنم نذار :D 

باشه باشه :)
پاسخ:
:D
چقدر سکه مهر کردید مگه ؟ :/

پاسخ:
624 :)
وای بر شما 😐
پاسخ:
به اطرافیانم میگم.
وقتی یه وجب آب بالا سرم باشه ممکنه دست و پا بزنم ولی وقتی در عمق دریا در حال غرق شدن باشم میخندم. :))
لبخند هم نه. 

اسمش ثریا بوده؟ که شده 624؟
پاسخ:
اونطور که تو حساب کردی بابام اسمشو گذاشته ثریا...:D 
چون 124 تاش از سبیلِ بابای من بلند شده:D
باباتم مثه خودت جوگیر بوده :)
پاسخ:
اوف... اگه دلت خواست بخونیش، بخونش. لینک  فقط میدونی که باید از آخر و اولین پست بخونی....
بیچاره اون زندانی ای که حقیقت رو گفت و غیب شد!! :(
پاسخ:
یعنی بزن قَــــــدِّش
من فکر میکردم مهریه رو فقط ۱۱۰ تا سکه ش رو میدن ... ( میرود مهرش را اجرا بگذارد. .. )
پاسخ:
:)))
الانُ نمیدونم ولی برای من از 624 قطعه ، فقط 200 قطعه ش مورد تاییدِ دادگاه بود که هشتاد و چهارتاشو دادم. به قیمت امروز مونده 460 میلیون تومن. برو بذار اجرا تا سکه نکشیده پایین
۲۰۰ تا خیلیه که :/ 
نه بابا اجرا نمیزارم ، شوخی کرده بودم ...

پاسخ:
نه تو رو خدا برو بذار اجرا :))
اگه دولت قرار بود مهریه مو بده میزاشتم اجرا =))
پاسخ:
یاد این آیکونِ یاهو بخیر داشت فراموش میشد =))

بشین تا بده
ما پول نداریم و غم پول نداریم
ما پول به اندازه ی معمول نداریم

گفتند که پول است هیولای خطرساز
صد شکر که ما غصه ی این غول نداریم
.
مملکت نیست که..
پاسخ:
پس چیه؟
نمیدانم! [چپ چپ به دفترچه ی انتخاب رشته مینگرد]
پاسخ:
ته تهِشو بعد از انتخاب رشته به من بگو

دیدگاهِ شما

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">