یک عدد قحطی‌زده

حقایقِ توأم با توهماتِ یک‌عدد قحطی‌زدۀ مــُرَدَد

ز پادشاه و گدا فارغم بحمدالله...

يكشنبه, ۲۱ مرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۳۴ ق.ظ

گناه اگر چه نبود اختیار ما حافظ  

تو در طریق ادب باش گو گناه من است   

موافقین ۱۲ ۹۷/۰۵/۲۱
آقای مُرَّدَد

حافظ شیرازی

دیدگاه‌ها  (۳۲)

چه خوش گفت همشهری جانِ ما
که غلظت ندارد اثر روی k :|

مصرعِ دوم به یکی از قوانینِ شیمی اشاره داره :)
پاسخ:
K دَمیم؟
الان برعکسه.
این دیدگاه حافظ راجع به گناه برام جالبه. 
پاسخ:
الان کسی گردن نمیگیره
حافظ خوبه
پاسخ:
یه بار داشتم یکی از آثار استاد شجریانُ زمزمه میکردم یکی گفت کی خونده؟ گفتم شجریان. یه کم فکر کرد و گفت آهان آره صداشُ  شنیدم. کارش خوبه. 
کامنتتو دیدم یاد اون دوست افتادم :)
در پیرو بی‌سوادیم باید بپرسم گو گناه من است ینی چی؟
پاسخ:
بگو گناهِ من است. یعنی به گردن بگیر. آدمهای خاص، عارفان و پارسایان در بابِ ادب معتقدند به این بیت. ولی ما ته تهِش معتقدیم
حافظ به ادب باش که وا خواست نباشد، 
گر شاه پیامی به غلامی نفرستاد.
تازه اگر معتقد باشیم. خدا وقتی یه چیزی به ما نمیده، چارچنگولی یقه ش رو میگیریم و به زور ازش میخوایم. ولی بزرگان و اهل معرفت، در خودشون جستجو میگنند. 
تمام زندگیم با مسئله‌ی جبر و اختیار مشکل داشتم:)
پاسخ:
ولی واقعا اشاره ای به جبر نداشت :D

:)
:)
پاسخ:
:) 
آقایی
پس وقتی میگه اختیار ما نبود یعنی چی؟:)
پاسخ:
هرچیزی که به اختیار  نیست، حتما نمیشه گفت که به جبر بوده.  میشه رفتاری به اختیار نباشه ولی کسی هم مجبورت نکرده باشه.
اصلا اینجا نقلِ ادبه.
این ادب مقامه، ادب سفره، ادب نان، ادب طبیعت، ادب شادی، ادب حضور در برابر یک بزرگ،گرچه هم از او شکسته ست هم از وی درست، گردن کلفتی مکن و هیچ مگوی، که خواجه خود روش بنده پروری داند…
گفت و گو آیین درویشی نبود
ورنه با تو ماجراها داشتیم
در فیه ما فیه درمورد ادب میگه:
بعد توبه گفت: ای آدم، نه من
آفریدم در تو آن جرم و محن؟
نی که تقدیر و قضای من بُد آن؟
چون به وقت عذر کردی آن نهان؟
گفت: دانستم، ادب بگذاشتم
گفت من هم پاس آنت داشتم

من متوجه نمیشم، چطور میشه از روی اختیار و اراده نباشه ولی از روی جبر هم نبوده باشه؟ فاعل کیه پس؟ البته میتونیم حالت سومی هم در نظر بگیریم اینکه نتیجه‌ی خواه ناخواه یک عمل باشه، که اینم به نظرم باز میتونه تو حیطه‌ی جبر یا اختیار قرار بگیره، اصلا بحث خیلی پیچیده و تخصصی شد بیخیالش:))
ادبش رو که فهمیدم، مصرع اولش رو نمی‌فهمیدم:)
پاسخ:
من معذرت میخوام :D

من که نه منظور حافظ رو فهمیدم نه توجیه شما رو! 
پاسخ:
من چه توجیحی کردم؟ 
ادب خیلی خوبه...
پاسخ:
تو هم خوبی
توی دعواهای زن و شوهری خیلی کاربرد داره این :)
پاسخ:
گناه اگر چه نبود اختیار ما حافظ
تو درطریق ادب باش گو گناه من است
ای حافظ اگرچه تعمّداً مرتکب گناه نشدیم (قصدِ خاصّی نداشتیم ونمی خواستیم خاطرمبارک شاه شجاع مکدّرشود سرنوشت ما ازروزل اینچنین رقم خورده که برطبل عشق بکوبیم واززُهدِ ریایی بیزارباشیم) لیکن بااین همه، ای حافظ توادب را رعایت کن واقرارکن که مرتکب گناه شده وخاطرشاه راآزرده ای. به بیانی دیگرهرچند درحقیقت تو گناه کار نبوده ای اماازروی ادب ومعرفت، گناه را به گردن بگیر.
نکته ی ای که دراین غزل نهفته ودرلایه های زیرینِ معانیِ تک تک بیتها موج می زند این است که رابطه ی حافظ ومحبّت اونسبت به شاه شجاع، بسیارفراتراز رابطه ی شاعر باشاه است که درآن روزگاران رایج بوده است. حافظ نسبت به شاه شجاع یک احساس عاطفی ِ وعاشقانه دارد واین محبّت هیچ ارتباطی به پادشاه بودن معشوق ندارد. یعنی چنین نیست که شعله ورشدن یافروکش کردن آتش محبّت شاعر،با برقراری وافزایش حقوق ماهیانه ویاقطع حقوق ومواجب، نسبت مستقیم داشته باشد.به رغم فرازوفرودِ فراوانی که تحت تاثیرمسایل اجتماعی،مذهبی وسیاسی درارتباط این دو بوده، نه تنها ازمحبّت حافظ کاسته نشده بلکه روزبروز فزونی نیزیافته است. ازمعانیِ عبارات،کنایه ها واشاره های حافظ دربیش ازپنجاه غزلی که درارتباط با این شاه جوانِ خوش سیمای دلسِتان سروده شده، کاملاً روشن است که اوعلاقه ای عاشقانه، خالص وقلبی به شاه شجاع داشته ومحبّتِ قلبی عامل اصلی این ارتباط بوده است نه چیزدیگر.
کمال سِرّمحبّت ببین نه نقص گناه
که هرکه بی هنرافتد نظربه عیب کند
سطح غزل قابلیت اینچنین حضاضتی رو نداره آخه!!
پاسخ:
مرتضا واقعا نمیدونم "حضاضت" یعنی چی! منظورت حض بردنه؟

یه پستی بزارید که منم بتونم کامنت بزارم خب :)
پاسخ:
بخدا فقط یه بیت از حافظه:)) 
چه کامنتی بهتر از این؟
۲۱ مرداد ۹۷ ، ۱۳:۵۲ chefft.blog.ir 💞💕
نع
گناه من نیست😁😕
پاسخ:
:D
۲۱ مرداد ۹۷ ، ۱۳:۵۴ پیـــچـ ـک
سلام
توضیحتون توی جواب کامنت آقای فیش نگار یه جوری بود که انگار حافظم تمایلات انحرافی داشته!
خوش سیما بودن شاه شجاع چه ربطی به یه مرد دیگه داشته و چه تاثیری روی احساسش باید بذاره؟!
پاسخ:
محبت قلبی بوده  نه چیز دیگه یک بار دیگه جوابمو به فیش نگار بخون. 
علیک سلام
ببینید من عاشق امام حسینم. روم به دیوار یعنی من تمایلات انحرافی دارم؟ شما غلاقمند حضرت معصومه اید فرضا" آیا شما هم؟
درباره رابطه و دلیل رابطه حافظ و شاه شجاع همونقدر حرف نمیزنم که درمورد رابطه ی شمس و مولانا. 
ولی
بنظرمی رسد این غزل زمانی سروده شده که رابطه ی حافظ وشاه شجاع تیره شده بوده است. حافظ نیز با کنایه به اومی رساند که من درگوشه ی میخانه عالمی بهترازمجلس انس باتودرست کرده وبا یاد معشوق خویش به خوشگذرانی مشغولم. ای شاه شجاع حال که مرا ازخودرانده ای من نیز بی پادشاه نمانده ام، گدای خاک دردوست(خداوند) پادشاه من است!
احتمالاً شاه شجاع تحتِ تاثیر وفشار تندرویانِ متشرّع به ویژه خانقاهیان که نفوذ بیشتری دربارگاه ودستگاههای دولتی داشتند رابطه ی خودرا باحافظ که بی محابا به همه چیز می تاخته ومقدّسات را به سُخره می گرفته قطع کرده بوده تامبادا به سببِ نشست وبرخاست با حافظِ فتنه گر صلاحیّت وکفایت خودراازدست داده باشد ودردور دوّم نتواندبه تختِ پادشاهی تکیه بزند!
امّا می بینیم که باهمه ی این مسایل، حافظ نه تنهاعقب نشینی نکرده بلکه جری ترنیزشده وبی باکانه تر به حملات خود افزوده است. بطوریکه گوشه ی میخانه را پاک ترازخانقاه عبادتگاهِ صوفیانِ متشرّع ریاکار دانسته است!
زخانقاه به میخانه می رود حافظ
مگرزمستی ِ زُهدِ ریا به هوش آمد
غرض زمسجدومیخانه‌ام وصال شماست
جز این خیال ندارم خدا گواه من است
دراین بیت حافظ اندکی ملایمت بخرج داده و نمی خواهد همه ی پل های پشت سر خودراخراب کند می فرماید:
هدف ِ من از به مسجد رفتن ودرمیخانه ساکن شدن فقط به قصدِ نزدیک شدن به تو(شاه شجاع) هست برای من مهم نیست که درمسجد یامیخانه باشم برای من تنها تواهمیّت داری خداوند گواهِ این مطلب هست وجزاین نیست.
بعضی ازاین بیت برداشت عارفانه کرده وبراین باورند که حافظ می فرماید غرض من ازمسجد ومیخانه وصال خداست! درصورتیکه اگرچنین بود حافظ چرادر مصرع دوّم “خدا گواه است” را می آورد! نمی شود که کسی خطاب به خدا مطلبی رابیان کند وسپس برای تایید ادّعای خود بگوید “خداگواه است” !
جبین وچهره ی حافظ خداجدامکناد
زخاکِ بارگهِ کبریای شاه شجاع
مگر به تیغ اجل خیمه برکنَم وَر نی
رَمیدن ازدردولت نه رسم و راه من است
خیمه برکنم: خیمه برچینم و جمع کنم، رخت بربستن از بارگاه شاه شجاع.
معنی بیت: مگرآنکه بمیرم و تیغ مرگ، بندهای خیمه ی محبّت مرا ازخاکِ درگاهِ تو(شاه شجاع) جداسازد. جدایی ازبارگاهِ کبریایی ِتودررسم وراه من نیست.
ندارم دستت ازدامن بجزدرخاک وآندم هم
که برخاکم روان گردی بگیرددامنت گردم
از آن زمان که بر این آستان نهادم روی
فراز مسندِ خورشید تکیه گاه من است
براین آستان: اشاره به آستانه ی بارگاه شاه شجاع

+همی گویم و گفته ام بارها/ که غلظت ندارد اثر روی k
برای حوا :)

پاسخ:
K رو برای من توضیح بدید.
منم سرچ کردم نیودم معنیش!!!
پاسخ:
:D
سلام
حافظم مشکوک میزده ها! مشکل عمیق اعتقادی داشته
.
لا جبر و لا اختیار..  بل امر بین الامرین (جملش دقیق یادم نیس :/)
پاسخ:
علیک سلام
ولاتفویض..
نه نباید به حافظ اینگونه نگاه کرد. خدا منو ببخشه اگر چیزی گفتم که باعث شد دوستان اینطور برداشت کنند. یا مزاح کردند و من متوجه نشدم و یا من چیزی گفتم که باعث شد بد برداشت بشه. 
و اما تفویض: باید سپردش به اونهایی که فلسفه میفهمن.
فقط انقدر میدونم که کم میدونم درموردش .
میتونی بجاش حضیض رو سرچ کنی
دقت کن با دو تا ض باشه ها :|
پاسخ:
من خیلی به تو علاقه دارم. گوش شیطون کر
همه پیرمردای فامیل به من علاقه دارن 😎
پاسخ:
دارم تقوی پیشه میکنم مرتضا :)) 
اگر هیچی نداشته باشیم اما نسبت به خوبان ادب کنیم
یه جا دستمون رو می گیرن
پاسخ:
این هم یه دیدگاهِ خوبیه. 
اصلا یه جایی میگن ادبِ مرد به ز دولتِ اوست.
سر پیری تقوا به درد نمیخوره بیا خصوصی فوشاتو بده چیز نشی  :))
پاسخ:
:| آخیش
جواباتون به نیلی (سر کارِ نیلی؟) و سرکار فرشته 
اوه اوه اون جواب رو که برای دچار نوشتید چقدر طولانیه! اونم ان شاءالله بعدا می خونم ببینم اونجا توضیحاتتون چیه و توجیهاتتون :) 
پاسخ:
:D 
بیشتر تقدیر گرایی رو می رسونه به نظرم...
اما خیلی خوب بود انصافا
ممنون
پاسخ:
سلام رفیق.
بله تقدیر گرایی هم حتی.
دو روزه میخوام اینو بگم ولی هی بیخیال میشدم :))
اما الان گفتم بیام بگم که :
همش دو بیت بود خدای من این همه تفسیر و ... و این همه کامنت :))))))
من کل ابیات حافظ رو مینوشتم و میذاشتم این همه کامنت و تفسیر ازش در نمی آمد :))))

خدا هم به شما هم به دوستان قوت بده :))


پاسخ:
چرا دو روزه نمیای بگی؟ میدونی تو این دو روز چه بر من گذشت؟ :))
۲۲ مرداد ۹۷ ، ۱۴:۵۴ ❤❤ EXOYAS ❤❤
باشه اصن همه چی تقصیر آجیمه! :دی
.
باید غزلشو کامل بخونم تا بفهمم...الان دقیق نمیدونم منظور حافظ اینه ک یه گناهو غیر ارادی انجام داده یا بهش تهمت انجام یه گناهو زدن!؟
پاسخ:
:))
نمیفهمم حافظ این شعر رو
پاسخ:
:| من متاسفم. چرا؟
نمیدونم.
شاید چون بر عکس قبلا، دوساله سراغ حافظ نرفتم
پاسخ:
حافظ  خوبه. من هرشب لااقل یک غزلشو میخونم با تفسیرش توسط هوشنگ فتی... 
خوش به حالت پس
پاسخ:
کاری نداره که
چشم حافظ
آقا گناه من است!:|
پاسخ:
:)
بیگ لایک به کامنت «خانومی».
جبر و اختیار از اون مباحثی هست که آخرش آدم به فنا می ده بخاطر فکر کردن زیاد.
پاسخ:
البته یه چیزی هم بین جبر و اختیار وجود داره...
بیگ لایک به خودت
خب من وسوسه شدم برای دوباره خوندن حافظ
پاسخ:
چقدر خوب بود الان این نظر شما. مرسی

دیدگاهِ شما

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">