یک عدد قحطی‌زده

حقایقِ توأم با توهماتِ یک‌عدد قحطی‌زدۀ مــُرَدَد

یک توده نچندان بزرگ تار عنکبوت متروک، در گوشه یک انبار متروک تر، مملو از حشرات ریز و نسبتا درشتی که پوسیده اند  و میشود به راحتی تشخیص داد که کدام پشه است و کدامیک مگس و دیگری چیست، در کنج متروک تر از انبار حیاط خانه ی پدری همسر، توجه مرا به خود جلب کرد. نزدیک که شدم نه عنکبوتی دیدم و نه اثری از عنکبوتی که لااقل در این چند ماه اخیر از آنجا عبور کرده باشد. غباری نشان از گذر زمانی بسیار طولانی بر تارهای عنکبوت نشسته بود حشراتی که از فرط گرسنگی و شاید حتی تشنگی و در اثر روزها و شبهایی که سخت میگذشت، جان به جان افرین  تسلیم نموده بودند. دلم گرفت از وضعی که داشتند. گمان میکردگند قرار است خوراک عنکبوتی شوند که وجود نداشت. نمیدانم این انتظار چه انتظاری بوده است؟ اینکه اجل میرسد یا ناجی.... اینکه به گرسنگی مرده اند یا چشم به راهی....


گوشه انبار متروک حیاط خلوت متروک تر خانه ی پدری همسر، سطلی وجود داشت که یک مشت خنزل پنزل روی آن تلنبار شده بود و صحنه ای که دیدم دلم را لرزاند. هفت بچه موش که فقط سرشان از سطل بیرون بود و باقی بدنشان درون سطل. درب سطل خیلی خیلی کمتر از حجم جمجمه بچه موشها راه خروج داشت اما چطور این اتفاق افتاده بود؟ مادری پنج زایمان کرده بود و....؟ باید سر در میآوردم. خنزل و پنزل را کنار زدم که چه سنگین بودند. درب سطل را برداشتم و با بدن های تو خالی، سست، پوسیده و ناپایدار و آویزان هفت موش مواجه شدم که سعی داشتند از حبس بیرون بیایند اما نتوانسته بودند. مادرشان کجا بود ؟ نمیدانم. و شاید مهم هم نباشد. تنها چیزی که مهم بود تلاش موشها برای بیرون آمدن بود. چطور دستشان به لب سطل رسیده؟ مگر چقدر پریده اند؟ چرا وقتی یکی به نتیجه نرسیده و آنجا خفه شده باز این اقدام به خودکشی توسط دیگران تکرار شده؟ یا شاید هریک فکر میکردند که آنهایی که در بالا گرفتار شده اند در واقع، رها گشته اند. غریضه ی آنها چه فرمانی داده به موشها؟ نمیدانم. دردست بررسی است.



زیرنوشت: من یک مردی با انگشتانی بزرگ و پهن هستم که هرکدامشان به تنهایی اندازه ی صفحه ال سی دی موبایلم است. وقتی میخواهم مثلا(الف) را کلیک کنم،(ع.غ.ف،ت.ا.ل.د.ذر) هم کلیک میشود. پس غلط املایی ها را ببخشید.

موافقین ۱۱ ۹۷/۰۷/۰۵
آقای مُرَّدَد

دیدگاه‌ها  (۱۸)

۰۵ مهر ۹۷ ، ۱۹:۳۰ علیرضا آهنی
من غلطی ندیدم (:
+ تبلت بهتره برای شما
پاسخ:
تبلت دست دوم در حد هفتاد تومن سراغ داری بفرست با هزینه ارسال خودت
پشه ها که هیچی ولی موش ها رو نتونستم هضم کنم قضیه اش رو. معمولاً وقتی یه موش گیر می افته یه جایی به بقیه خبر می ده که اشتباهش رو تکرار نکنن. 
پاسخ:
گفتم که در دست بررسیه....خیلی بچه بودن. کلا عجیب بود
چقدر خفن! :/
عجیب بود...
پاسخ:
عجیبا.... عجیب
فقط دارم فکر می کنم 
پاسخ:
خدا آدمهایی که فکر میکنند بیشتر میپسنده...مثل شما. علیک سلام :D
چه تلخ بود
پاسخ:
و غم انگیز... میتونی از موشهایی که داخل سطل بودن قبل از مرگ یه ایده بگیری و از زبان کودکان یک داستان برای بزرگترها بنویسی. این اجازه رو به شخص شما میدم
۰۶ مهر ۹۷ ، ۰۱:۳۲ جناب منزوی
لابد بوی تعفن همه جارو برداشته بود.
ظاهراً گرسنگی به دیگر موجودات هم سرایت کرده
پاسخ:
ما بعد از اتمام بوی تعفن اونجا بودیم... بله گرسنگی بیداد میکنه..
۰۶ مهر ۹۷ ، ۱۱:۱۴ بهانه گیر
سلام
الان سیاسی نوشتین؟!!!

در مورد زیر نوشت، نگران نباشید درد مشترکه!
پاسخ:
واقعا معلوم نبود؟؟؟؟؟ شما که خوب میدونید من چی مینویسم.  انگشت مم زیر پا له شده پهن شد:))
یکی از بهترین عنوان هایی که تابحال داشتین همین عنوان بود و هست :)


سلام :)
پاسخ:
علیک سلام.... رویایی بود. به یاد عبید زاکانی
سلام و رحمه الله 
پاسخ:
علیک سلام و رحمة الله و برکاته
۰۷ مهر ۹۷ ، ۱۳:۱۶ علیرضا آهنی
هفتاد ؟ داداچ دست سوم ۳۰۰ تومنه :/
پاسخ:
بخشکی شانس! هفتاد تومنی میخواستم.
۰۷ مهر ۹۷ ، ۱۳:۲۳ علیرضا آهنی
الان اینکی من الان دارم ۲ میلیونه (لنوو ) 
دوستمم یکی دیه داره ۳ میلیون ( سامسونگ )
پاسخ:
هفتاد:D چونه بزنی پنجاه میکنم یه قرون هم بالا نمیبرما.... :))) 
۰۷ مهر ۹۷ ، ۱۳:۳۵ علیرضا آهنی
هفتاد میلیون یا تومان ؟
پاسخ:
:)))
پس شما شاگردشون بودین ؟:))

پاسخ:
راستش بعضی از شعرهاشو خوندم فقط....
جالبه روش فکر میکنم :)

پاسخ:
آره فکر کردن بهش به تنهایی میتونه یک تجربه محسوب بشه تو زندگیت... میدونم که میدونی منظور دارم از حرفام...
اصلا فکر نمیکردم ساعت دوازده نصف شب  جواب کامنتمو ببینم‌:))

ممنونم
۰۸ مهر ۹۷ ، ۱۰:۵۸ وحیده پوربافرانی
راز بقاء یا همون امید به زندگی
به نظرتون بچه موش‌ها درس عبرت میگیرن؟(شما که در حال بررسی هستید، زحمت این رو هم بکشید)
۱۵ مهر ۹۷ ، ۱۴:۴۳ مریــــ ـــــم
سلام مهندس نیستی
با کش شلوار؟؟؟یا کش پول
:دی

دیدگاهِ شما

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">